مهرآوا

متن مرتبط با «september» در سایت مهرآوا نوشته شده است

sept

  • نیلوبلاگ

    ساعت 06:06 دقیقه ی صبح صدای ناگهانی بارش تند باران از خواب بیدارم می کند..! انگار که زودتر از من بلند شده باشد، و با غلطی آسان به من برسد دست بر سر و موی و تنم بکشد و توی گوشم نجوا کند که : افروز .. افروزی .. پاشو خانوم .. پاشو عزیزم .. و آغاز شوند بوسه هایی آهسته و نرم و خواب آلود، که لبخند تمام دنیا را بر لبانت می نشانند انگار که برگردی، و در پناه معبد آن سینه ها سخت ببوسی اش .. xa0 پی نوشت -1: دارم فکر میکنم چه بلایی میتونه اومده باشه سر کسی که نه خونواده ای داره نه عشقی، و با این حال بازم سر...

    ادامه مطلب