29

خرید بک لینک
من آدم كتاب خوني ام. اما مدتيه وقتي كه كتاب ميخونم همه چيز من باب موضوع مورد نظر دچار پيچيدگي بسيار ميشه. هزاران آلترنتيو تو مغزم شكل ميگيره و موضعم دچار جنون ميشه و به شدت خسته ميشم. من فقط قراره مدت كوتاهي روي زمين زندگي كنم، چه لزومي داره تا اين حد درك ظرافت هاي جزئي جهان؟

آيا بايد با كلمات و مفاهيم خدافظي كنم؟ آيا مطالعه نكردن روشي مناسب براي زياد ندانستن و در نتيجه زياد سخت نگرفتن نيست؟ چرا بايد براي سرگرمي، پر كردن اوقات فراغت و گرفتن پاسخ سوالاتي كه مي شود بدون جوابشان هم به زندگي ادامه داد درگير چيزهايي بشوم كه باعث مي شوند بيشتر بفهمم و كمتر وا بدهم؟ بيمارم؟ چرا عطاي زندگي را به لقايش نبخشم؟ چرا نفس كشيدن نچربد بر حواس پرتي ها و دغدغه ها ؟ چرا محصول سرمايه داري مدرن باشم؟ چرا دست يارم را نگيرم، گوشه اي از جهان را اختيار نكنم، و به سكوت كوهستان، نقاشي، تخم مرغ و سبزيجات محلي و شير تازه ي گاو بسنده نكنم؟ زندگاني نكنم؟

ميفهمي؟بشر دارد همه كاري مي كند كه بهتر زندگي كند، ليكن تنها كاري هم كه وقت نمي شود بكند همين است؛ زندگي!

مهرآوا...

ما را در سایت مهرآوا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: دوشنبه 29 آبان 1396 ساعت: 21:18

صفحه بندی